گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !
پرسیدن : چه می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و
من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم...
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد.
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم،
اما آن هنگام که وجدانم می پرسد: زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
پاسخ می دهم: هر آنچه از من بر می آمد!!
چکاوک...
ما را در سایت چکاوک دنبال میکنید
برچسب: وجدان, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 11:57