چکاوک

متن مرتبط با «واقعی» در سایت چکاوک نوشته شده است

داستان واقعی (دنیا ارزش ناراحت کردن همدیگه را نداره)

  • نیلوبلاگ

    خانمم همیشه میگفت دوستت دارممن هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم...ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوندو قدرش رانمیدانند...همیشه شیطنت داشت.ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم:مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقه مند است؟یک شب کلافه بود،یادلش میخواست حرف بزند ، میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشه مفصل صحبت کنم،من برای فرار از حرف گفتم:میبینی که...

    ادامه مطلب